انسداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ س ِ) [ ع. ] (مص ل.) بسته شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ س ِ) [ ع. ] (مص ل.) بسته شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انسداد. [ اِ س ِ ] (ع مص ) بسته شدن و بند گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بسته شدن . (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ) (غیاث اللغات ). ◄ (اِمص ) بندآمدگی و گرفتگی و سدشدگی و بسته شدن راه . پ (از ناظم الاطباء). بستگی . (یادداشت مؤلف ) : از حال ضعف مراکب و فلول مضارب و انسداد وجوه مطالب او خبر دادند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ١٩٢). ◄ (اصطلاح پزشکی ) گرفتگی ومسدود شدن مجاری اعضای مختلف بدن . انقباض . قبض مجاری . (فرهنگ فارسی معین ).
مترادف و متضاد واژهدان
بند، بندش، سد، گرفتگی، گیر (متضاد: انفتاح)
فرهنگ طیفی واژهدان
بسته بودن، گرفتگی، بستگی درزگیری، آببندی، بستن راه، سد معبر، ممانعت، منع آمبولی، انعقاد، تراکم بستن، انحلال، تعطیل کردن اختناق، فقدان هوا محوطه بسته: اندرون (اندرونی)، محل (فضای محدود)، استخر سرپوشیده
واژگان فارسی سره واژهدان
بندش، بند آمدن، بسته شدن، بسته بودن