فرهنگ لغت

انساغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انساغ . [ اِ ] (ع مص ) برگ آوردن نهال خرما.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ باز روییدن درخت از بن سپس بریدن . (منتهی الارب ). بازروییدن درخت از بن پس از بریدن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). واتولیدن و رستن درخت پس ازبرش . (یادداشت مؤلف ). ◄ بتازیانه درخستن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی انساغ | فرهنگ لغت