انز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انز. [ اَ ] (اِ) عدس . (آنندراج ). عدس و انژه و مرجمک . (ناظم الاطباء). و رجوع به انژه شود.
انز. [ اَ ن َ ] (ص، اِ) هر چیز بد و زشت و هولناک و مهیب . (ناظم الاطباء). و رجوع به انر شود.
انز. [ ] (اِخ ) ابوسعید مجیرالدین، ابق یا ارتق از اتابکان دمشق بود. رجوع به ابوسعید... شود.