فرهنگ لغت

انزباق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انزباق . [ اِ زِ ] (ع مص ) درآمدن در خانه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درآمدن . (آنندراج ). درآمدن . داخل شدن (در خانه ) و آن مقلوب انزقاب است . (از اقرب الموارد). یقال : انزبق فی البیت . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی انزباق | فرهنگ لغت