انر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انر.[ اُ ن َ ] (اِخ ) از امرای دولت ملک شاه بن آلب ارسلان ومحمودبن ملک شاه و برکیارق سلجوقی بود، به برکیارق عصیان کرد و در ٤٩٢ هَ .ق . بقتل رسید. (از قاموس الاعلام ترکی ج ٢ ص ١٠٤٨ و اخبارالدولة السلجوقیة ص ٧٧).
انر. [ اَ ن َ ] (ص ) هرچیز زشت و بد. (برهان قاطع). هر چیز زشت و کریه و بد. (هفت قلزم ). بد و زشت . (انجمن آرا) (آنندراج ) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). هرچیز زشت و بد و هولناک و مهیب . (ناظم الاطباء) : تو در گشت با چهره ٔ گل اناری ز پی عاشقان انر گله گله . ◄ محتشم . (از جهانگیری ) (رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ).