انذون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انذون . [ اَ ] (ق ) آنجا، مقابل اینجا : خواسته چونان دهد که گویی بستد روی گه ایذون کند ز شرم گه انذون . فرخی . نگویی کز چه معنی راست این ایذون و آن انذون . سنایی . و رجوع به اندون و آندون شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انذون . [ اَ ] (ق ) آنجا، مقابل اینجا : خواسته چونان دهد که گویی بستد روی گه ایذون کند ز شرم گه انذون . فرخی . نگویی کز چه معنی راست این ایذون و آن انذون . سنایی . و رجوع به اندون و آندون شود.