انذار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انذار. [ اِ ] (ع مص ) آگاه ساختن و ترسانیدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). نَذر. نُذر. نُذُر. نذیر. (منتهی الارب ) . آگاه ساختن و ترسانیدن از عواقب امری پیش از فرارسیدن آن . (از اقرب الموارد). بیم کردن . (ترجمان القرآن جرجانی ). ترسانیدن و پند دادن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). بیم دادن . (یادداشت مؤلف ). ◄ بیم کردن در ابلاغ . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ترسانیدن در ابلاغ . (از اقرب الموارد). ابلاغ . (تاج المصادر بیهقی نسخه کتابخانه ٔ لغت نامه ورق ١٣٢ الف ). ♦ ایام الانذار (در اصطلاح طب قدیم ) ؛ بعضی روزها بود که خبر دهد که بحران خواهد بود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و رجوع به قانون ابوعلی سیناکتاب چهارم ص ٥٨ س ١٤ و تقدمة در همین لغت نامه شود. ◄ (اِمص ) آگاهی . پند. نصیحت . تنبه . (از ناظم الاطباء). تهدید. (یادداشت مؤلف ) : بسیار تنبیه و انذار و موعظات نمود و وی را گسیل کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٩٧). و از حضرت پادشاه وعد و وعید و استمالت و انذار می فرمودند. (جهانگشای جوینی ). لیک تلخ آمد ترا گفتار من خواب می گیرد ترا زانذار من . مولوی (مثنوی ). در نبی انذار اهل غفلت است کانهمه انفاقهاشان حسرت است . مولوی (مثنوی ).