فرهنگ لغت

اندوزیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اندوزیدن . [ اَ دَ ] (مص ) اندوخته کردن . حاصل کردن . فراهم آوردن . (ناظم الاطباء). اندوختن . (فرهنگ فارسی معین ). جمع کردن وحاصل کردن . (آنندراج ). ◄ قرض واپس دادن . ◄ دور کردن و فرستادن . (ناظم الاطباء).

معنی اندوزیدن | فرهنگ لغت