اندفاغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندفاغ . [ اِ دِ ] (ع مص ) خوض کردن درسخن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بسخن درآمدن و ادامه دادن آنرا. افاضة. (ازاقرب الموارد). خوض پیوستن . (فرهنگ فارسی معین ). یقال : اندفع فی الحدیث . ◄ بشتاب رفتن اسب . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). اسراع . (ازاقرب الموارد). ◄ دور شدن . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). برکنار گشتن . (فرهنگ فارسی معین ). تنحی . (از اقرب الموارد). ◄ بناگاه رسیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). همه باهم و بیک دفعه آمدن . (از اقرب الموارد). ◄ نیست شدن . (آنندراج ). ◄ بازداشته شدن . (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). رانده شدن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ شتاب کردن در سخن . (آنندراج ). ◄ (اِمص ) بازداشتگی و دفعکردگی و ردکردگی و بازداشت . (ناظم الاطباء).