اندر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ دَ) [ په. ]<BR>۱- (حراض.) در، تو، در میان.<BR>۲- گاه به صورت پیشوند بر سر افعال میآید و معنی داخل شدن میدهد؛ اندر آمدن، اندر افتادن.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ دَ) [ په. ]<BR>۱- (حراض.) در، تو، در میان.<BR>۲- گاه به صورت پیشوند بر سر افعال میآید و معنی داخل شدن میدهد؛ اندر آمدن، اندر افتادن.<br>