اندرونه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندرونه . [ اَ دَ ن َ / ن ِ ] (اِ) اندرون . داخل . (فرهنگ فارسی معین ) (از شعوری ج ١ ورق ١٣٠). ◄ باطن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ در اصطلاح پزشکی مجموع اعضا و انساجی که در داخل شکم زیر پرده ٔ جنب قرار دارند که شامل معده و روده ها و کبد و لوزالمعده و طحال و کلیتین و روده بند و صفاق و مثانه و سایر بافتهای داخل شکم میشود. احشاء و امعاء. احشاء.(از فرهنگ فارسی معین ). ◄ پیراهن و چادرو لباسی که در زیر قبا پوشند. (ناظم الاطباء). چادرشب . (از شعوری ج ١ ورق ١٣٠). شعار. (یادداشت مؤلف ).