اندروماخس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندروماخس . [ اَ دَ خ ُ] (اِخ ) نام یکی از حکمای یونان است گویند در طبابت اعجاز بکار بردی . (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (از آنندراج ). وی در تریاق گوشت افعی افزود. (از عیون الانباء ج ١ ص ١١). معاصر اسکندر ودر اردن رئیس اطباء بود بر معجون مثرودیطوس آگاه شدو در آن گوشت افعی افزود. (از تاریخ الحکماء قفطی ص ٧٢). در عیون الانباء از صاحب ترجمه باسم اندروماخس دوم یاد شده و غیر از وی از سه تن دیگر بنام اندروماخس و اندروماخس قریب العهد و اندروماخس قدیم یاد شده . صاحب ذخیره ٔ خوارزمشاهی گوید: و مبضع رگ پیشانی بر شکل فاس باید یعنی بر شکل تبر و اندروماخس دختر پادشاه یونان را رگ پیشانی بزد بمبضعی نه بر شکل فاس و مبضع خطا افتاد و عضله که پلک چشم را بردارد ببرید و چشم آن دختر پادشاه فراز کرده بماند و بدین سبب دست اندروماخس ببریدند. و رجوع به فهرست عیون الانباء شود. ♦ تریاق اندرماخس ؛ همان تریاق مثرودیطس (مثرودیطوس ) است باضافه ٔ جزئی و آن گوشت افعی است . (یادداشت مؤلف ).