اندراس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندراس . [ اِ دِ ] (ع مص ) ناپدید گردیدن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). محو و ناپدید شدن . (آنندراج ). انطماس . (از اقرب الموارد). محو شدن اثر. (یادداشت مؤلف ). یقال و اندرس الرسم . (ناظم الاطباء). ◄ کهنه شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). پاره پاره شدن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (اِمص ) کهنگی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). پاره پاره شدگی . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ).
اندراس . [ ] (اِخ ) شهری است [ از حدود ماوراءالنهر ] که اندر وی تبتیانند و هندوان و از آنجا تا کشمیر دو روز راه است . (حدود العالم چ دانشگاه ص ١٢٢).