اندحاض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندحاض . [ اِ دِ ] (ع مص ) باطل کردن حجت . (ناظم الاطباء). باطل شدن و از بین رفتن و دفع گردیدن . (از اقرب الموارد). ◄ لغزانیدن پای . (ناظم الاطباء). و رجوع به ادحاض شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندحاض . [ اِ دِ ] (ع مص ) باطل کردن حجت . (ناظم الاطباء). باطل شدن و از بین رفتن و دفع گردیدن . (از اقرب الموارد). ◄ لغزانیدن پای . (ناظم الاطباء). و رجوع به ادحاض شود.