اندجن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندجن . [ ] (اِخ ) دو ولایت است کمابیش بیست پاره دیه . حاصلش انگور و غله و میوه ٔ سردسیری بود و از حقوق دیوانی آن نیمی به دیوان قزوین و نیم بدیوان طارمین رود. (از نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص ٧٣). در معجم البلدان آمده که اَنْدِجَن قلعه ٔ بزرگ مشهوری است از نواحی قزوین از اعمال طرم .