اندای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندای . [ اَ ] (نف مرخم ) اندودکننده و کاهگل مالنده . (ناظم الاطباء). کاهگل کن وکاهگل کننده . (مؤید الفضلاء) (از شرفنامه ٔ منیری ). ◄ (اِ) آژند و گچ . ◄ شکوه و شکایت . (ناظم الاطباء). و رجوع به اندا و اندودن شود.
اندای . [ اَ ] (اِخ ) دهی است از بخش تربت جام شهرستان مشهد با ٤٤٩ تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
اندای . [ اَ ](مغولی، اِ) دوست . رفیق . اندا. رجوع به اندا شود.