انداییدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انداییدن . [ اَ ] (مص ) انداویدن . (ناظم الاطباء). ◄ اندودن . کاهگل گرفتن (بام، دیوار).گل مالیدن . (فرهنگ فارسی معین ). کهگل کردن بر دیوارو آلودن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ طمع کردن . ◄ آرزومند شدن . (ناظم الاطباء).