انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ تَ) [ په. ]<BR>۱- (مص م.) افکندن، پرتاب کردن.<BR>۲- چیزی را به هدف زدن، هدف قرار دادن.<BR>۳- در جایی منزل کردن.<BR>۴- راندن، طرد کردن.<BR>۵- فرش کردن، گستردن.<BR>۶- مقدّر ساختن.۷ - (عا.) جنس نامرغوب را به جای جنس خوب فروختن، کلاه گذاشتن.<BR>۸- طرح کردن، مطرح ساختن.<BR>۹- (مص ل.) مشورت کردن. <BR>۱۰ - کاستن، کسر کردن.<br>