انحنا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انحنا. [ اِح ِ ] (ع اِمص ) خمیدگی و کجی و اعوجاج . (ناظم الاطباء). خمیدگی . (از اصطلاحات فرهنگستان ). کجی . اعوجاج . چفتگی . (فرهنگ فارسی معین ). بخمی . کوژی . دوتایی . دوتاهی . دولایی . خوهلی . کژی . (یادداشت مؤلف ) : ابیات من چو تیر است از شست طبع من زیرا یکی کشیده کمانم ز انحنا. مسعودسعد. ♦ انحنا داشتن ؛ خمیدگی و کجی داشتن . (ناظم الاطباء). ♦ قابل انحنا ؛ چیزی که بتوان آنرا کج کرد. (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
گردی، دوران گودی، تقعر کوژی، تحدب خمیدگی، خم انحراف وارونگی تاب، پیچ و تاب ناهمواری
واژگان فارسی سره واژهدان
کمانش، کژی، خمیدگی، خمیدگی