انحراف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انحراف . [ اِ ح ِ ] (ع مص ) میل کردن و برگشتن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). برگشتن و بطرفی مایل شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). بگشتن . (تاج المصادر بیهقی )(مصادر زوزنی ) (مجمل اللغه ) (فرهنگ فارسی معین ). از راه گشتن . میل کردن . (فرهنگ فارسی معین ). کیبیدن . پیچیدن . چسبیدن . احریراف . (یادداشت مؤلف ). ◄ خم شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). کژ شدن . (مصادر زوزنی ) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ کج رفتن . اریب رفتن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (اِمص ) کجروی و بی فرمانی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). کجراهی . (از لغات فرهنگستان ) (از فرهنگ فارسی معین ). برگشتگی و میل و ناراستی و اعوجاج و کجی . (از ناظم الاطباء). کجروی . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ انحراف اخلاقی ؛ از اصول اخلاقی دست کشیدن و کارهای ناشایست کردن . (از فرهنگ فارسی معین ). ♦ انحراف از حق ؛ میل از حق . (ناظم الاطباء). ♦ انحراف از دین ؛ ارتداد و برگشتن از دین . (ناظم الاطباء). ♦ انحراف فکری ؛ کژی اندیشه . کج اندیشی . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ انحراف قبله ؛ کجی قبله و میل آن بطرف راست و یا چپ . (ناظم الاطباء). انحراف قبله درهر نقطه ٔ زمین زاویه ٔ نصف النهار آن نقطه است با دایره عظیمه ای که بر سمت الرأس این نقطه و مکه بگذرد. انحراف قبله در تهران ٣٧ درجه و ٣٠ دقیقه، در شیراز ٥٦ درجه و ٤٦ دقیقه، در مشهد ٥٤ درجه و در اصفهان ٤٦درجه است . (از دایرة المعارف فارسی ). ♦ انحراف کوکب ؛ میل کوکب . (ناظم الاطباء). ♦ زاویه ٔ انحراف ؛ زاویه ٔ انحراف هر محل زاویه ای است که بین سطح نصف النهار مغناطیسی و سطح نصف النهار جغرافیایی آن محل موجود است . مقدار زاویه ٔ انحراف بستگی با محل آزمایش دارد. با آزمایشهای متعدد مقدار این زاویه را در نقاط مختلف کره ٔ زمین تعیین کرده و برای هر منطقه نقشه هایی تهیه دیده اند که از روی آنها به آسانی میتوان زاویه ٔ انحراف را در هر محل تعیین نمود. در یک محل مقدار زاویه ٔ انحراف برحسب زمان اندکی تغییر میکند. (از کتب فیزیک رسمی ).