انثلام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ ثِ) [ ع. ] (مص ل.) رخنه دار شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ ثِ) [ ع. ] (مص ل.) رخنه دار شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انثلام . [ اِث ِ ] (ع مص ) رخنه دار گردیدن خنور و شمشیر و جز آن، یقال : انثلم الاناء والسیف و نحوه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رخنه دار گردیدن . (آنندراج ). رخنه شدن .(تاج المصادر بیهقی ). شکستن . (از اقرب الموارد). ترک برداشتن . (یادداشت مؤلف ). ◄ ریخته شدن . انصباب، یقال : انثلموا علیه . (از اقرب الموارد).