انتهاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) راه جستن، در راه روشن رفتن.<BR>۲- (اِمص.) سلوک، روش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) راه جستن، در راه روشن رفتن. ۲- (اِمص.) سلوک، روش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتهاج . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) راه رفتن و گویند طلب کردن راه . (از اقرب الموارد). بجای آوردن راه . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ روشن و آشکار گردانیدن راه را. (از اقرب الموارد).