انتقامجو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتقامجو. [ اِ ت ِ ] (نف مرکب ) کینه کش .
مترادف و متضاد واژهدان
تلافیجو، کینهتوز، کینهکش، کینهور، منتقم (متضاد: معفو)
فرهنگ طیفی واژهدان
کینهجو، تلافیکننده، تلافیجویانه، دشمن، بیرحم، رنجیده
واژگان فارسی سره واژهدان
کینمنش
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی