انتقام کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتقام کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مکافات کردن : سفیه را بسفاهت جواب بازمده ز بیوفا بوفا انتقام باید کرد. ناصرخسرو. هزار زخم پیاپی گر اتفاق افتد ز دست دوست نشاید که انتقام کنند. سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتقام کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مکافات کردن : سفیه را بسفاهت جواب بازمده ز بیوفا بوفا انتقام باید کرد. ناصرخسرو. هزار زخم پیاپی گر اتفاق افتد ز دست دوست نشاید که انتقام کنند. سعدی .