فرهنگ لغت

انتظام

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) در رشته کشیدن مروارید. ۲- (مص ل.) نظم گرفتن. ۳- (اِمص.) ترتیب، نظم.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی انتظام | فرهنگ لغت