انتسال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتسال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) فرزند شدن . (غیاث اللغات ). دارای نسل شدن . فرزنددار شدن . (فرهنگ فارسی معین ) : چون عدو نبود جهاد آمد محال شهوت ار نبود نباشد انتسال . مولوی . چون بگیری شه رهی که ذوالجلال برگشاده ست ازبرای انتسال . مولوی .