انتداح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتداح . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) فراخ شدن . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). ◄ پراکنده شدن : انتدحت الغنم فی مرابضها و مسارحها؛ پراکنده گردید. (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتداح . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) فراخ شدن . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). ◄ پراکنده شدن : انتدحت الغنم فی مرابضها و مسارحها؛ پراکنده گردید. (از اقرب الموارد).