انتخاب کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتخاب کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) برگزیدن : هلاک مشرب صیاد دام بر دوشم که جای گل ز چمن بلبل انتخاب کند. سلیم (از آنندراج ).
فرهنگ طیفی واژهدان
گزیدن، برگزیدن، اختیار کردن، ترجیح دادن، گرایش داشتن، تشخیص دادن، تمیز دادن، مشکلپسند بودن نامزد کردن، عقد کردن، پسند کردن، پسندیدن صلاح دانستن، خوش داشتن، اراده کردن منصوب کردن، گماشتن
واژگان فارسی سره واژهدان
گزیدن، برگزیدن