انتخاب زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتخاب زدن . [ اِ ت ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) برگزیدن . انتخاب کردن . پسندیدن . مقبول شدن : ز دیده ام نرود خاک اگر شود جسمم هر آن نگه که ز روی تو انتخاب زده ست . وحید (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتخاب زدن . [ اِ ت ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) برگزیدن . انتخاب کردن . پسندیدن . مقبول شدن : ز دیده ام نرود خاک اگر شود جسمم هر آن نگه که ز روی تو انتخاب زده ست . وحید (از آنندراج ).