انتباه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتباه . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بیدار گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بیدار شدن . (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). بیدار گشتن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ شرف یافتن . ◄ آگاهی یافتن . (از اقرب الموارد). آگاه شدن . (فرهنگ فارسی معین ). خبردار شدن . ◄ آگاه کردن . (غیاث اللغات ). ◄ تنبه و آگاهی و بیداری و یادآوری . (ناظم الاطباء). آگاهی . بیداری . (فرهنگ فارسی معین ) : در اظهار آن با تو تأملی میکردم که مگر انتباهی یابی . (کلیله و دمنه ). درآمد واسطی را انتباهی بدیوانه ستان درشد بگاهی . عطار (الهی نامه ). حاصل عرش این چهارند و تو شاه بهترین ِ هر چهاری زانتباه . مولوی . نعمت آرد غفلت و شکر انتباه صید نعمت کن بدام شکر شاه . مولوی . آن شود شاد از نشان کو دیده شاه چون ندید او را نباشد انتباه . مولوی . ◄ (اصطلاح تصوف ) زوال غفلت ازدل . (از فرهنگ فارسی معین ). منع حق است بنده را بواسطه ٔ القاآت اضطراب آور در حالیکه گشاینده است گرههای غرور و غفلت او را به طریق عنایت به وی . (از تعریفات جرجانی ). ◄ (اصطلاح روانشناسی ) دقت . (از فرهنگ فارسی معین ).