انتان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتان . [ اِ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک طائف و در آن جنگی میان هوازن و ثقیف واقع شده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در آن جنگ بقدری کشته زیادت شد که گندیده و عفن گردید لذا بدین نام موسوم شد. (از مراصدالاطلاع ).
انتان . [ اِ ] (ع مص ) ناخوش بوی شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بوی بد گرفتن . (ناظم الاطباء). گندا شدن . (تاج المصادر بیهقی ). بدبوی و گندیده شدن . (از اقرب الموارد).