انبوران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انبوران . [ ] (اِخ ) شهرکیست بحدود نوبنجان [ در فارس ] و از آنجا چندی از اهل فضل خاسته اند، هوایش معتدل است و آب روان دارد. (نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص ١٥٢) (از فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٤٣).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انبوران . [ ] (اِخ ) شهرکیست بحدود نوبنجان [ در فارس ] و از آنجا چندی از اهل فضل خاسته اند، هوایش معتدل است و آب روان دارد. (نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص ١٥٢) (از فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٤٣).