انبط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انبط. [ اِم ْ ب ِ ] (اِخ ) موضعی است در بلادکلب بن وبره . و دهی بهمدان و در آن ده است قبر شیخ ابوعلی احمدبن محمد قومسانی صاحب کرامات . (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ). و رجوع به معجم البلدان شود.
انبط. [ اَم ْ ب َ ] (ع ص ) اسبی که شکمش سپید بود. (ناظم الاطباء). فرس انبط؛ اسپ سپیدبغل سپیدشکم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسب شکم سفید. (مؤید الفضلاء). اسبی که شکم سپید دارد. (تاج المصادر بیهقی ). اسبی که زیر بغل و شکمش سفید باشد. مؤنث : نبطاء. ج، نُبْط، گویند فرس انبط بین النبط. (از اقرب الموارد).