انبثاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انبثاق . [ اِم ْب ِ ] (ع مص ) ریهیده شدن بندآب . (مصادر زوزنی ). رهیده شدن بندآب . (از تاج المصادر بیهقی ). دریدن بندآب . (ناظم الاطباء). انبثق ؛ درید بندآب . (منتهی الارب ). انفجار. (یادداشت مؤلف ). ◄ برآمدن و روان شدن آب . (ناظم الاطباء): انبثق الماء؛ برآمد و روان شد آب، و منه حدیث هاجر ام اسماعیل : فغمر بعقبه علی الارض فانبثق الماء و انبثق السیل علیهم ؛ ناگهان رسید سیل بر ایشان . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ در نزد نصاری، صدور روح القدس از اب و ابن . (از اقرب الموارد): «الروح القدس ینبثق من الاب و الابن »؛ ای یصدر. (المنجد).