انبان باد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انبان باد. [ اَم ْ ن ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پوستی که آنرا پرباد کرده آهنگران آتش افروزند. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). ◄ انبانی که پر از باد باشد و خالی بود. (ناظم الاطباء). انبان تهی که بباد پر شده . (مؤید الفضلاء) : چه وزن آورد جای انبان باد که میزان عدلست و دیوان داد مرائی که چندین ورع مینمود چو دیدندهیچش در انبان نبود. سعدی (بوستان ). ◄ مردم فربه و بیکاره و هیچکاره راگویند. (آنندراج ). فربه . (مجموعه ٔ مترادفات ص ٢٦٨). ◄ شکم آدمی و معده . (ناظم الاطباء). شکم . (مؤید الفضلاء).