انباشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انباشت . [ اَم ْ ] (مص مرخم ) انباشتن . ◄ (اِ) پری و امتلاء. (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
چیز انباشته، خرمن، توده، کومه، انبار اسلحهخانه، تسلیحات بار، مالالتجاره، سرمایه، مایه، ثروت کلکسیون، مجموعه باغ وحش آشغال انباشت اقتصادی، افزایش سرمایه تهیه نمونه