انبازی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انبازی کردن .[ اَم ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شرکت کردن . (ناظم الاطباء)(فرهنگ فارسی معین ). شرکت . (شعوری ج ١ ورق ١٢٣ الف ). اشتراک . تشارک . مشارکت . مفاوضه . (یادداشت مؤلف ). ◄ همراهی کردن . همکاری کردن : جمله گفتندش که جانبازی کنیم فهم گرد آریم و انبازی کنیم . مولوی .