انباری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انباری . [ اَم ْ ] (اِخ ) داودبن هیثم بن اسحاق بن بهلول ... تنوخی لغوی نحوی . رجوع به ابوسعید داود... شود.
انباری . [ اَم ْ ] (اِخ ) یا ابن الانباری، محمدبن عبدالکریم بن ابراهیم بن عبدالکریم سدیدالدوله . (٤٦٩ - ٥٥٨ هَ .ق .). فاضل و ادیب بود و در دستگاه خلفای عباسی در بغدادتقرب و مقام داشت . (از اعلام زرکلی چ ١ ج ٣ ص ٩١٩).
انباری . [ اَم ْ ] (اِخ ) محمدبن ابی الفضل، مکنی به ابوطاهر از ادبای مصر بود. رجوع به ابوطاهر... شود.