انباردگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انباردگی .[ اَم ْ دَ / دِ ] (حامص ) حالت انبارده . (فرهنگ فارسی معین ). انباشتگی . (برهان قاطع) (آنندراج ). پری و بسیاری ِ نعمت . (برهان قاطع) (آنندراج ). انباشتگی و پری و بسیاری و فراوانی . (ناظم الاطباء). ◄ فرط مال و کثرت منال . (از شعوری ج ١ ورق ١٣٢ ب ). پری نعمت و بتازیش فراخ حوصله (؟!) خوانند. (مؤید الفضلاء). فراهیت . (دهار). ◄ پر کردن . (آنندراج، ذیل انبار). پر کردن و انباشتن . (از انجمن آرا).