انامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انامة. [ اِ م َ ] (ع مص ) بخواب کردن و خوابانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ارقاد. (از اقرب الموارد). ◄ خوابیده یافتن کسی را. ◄ کشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ شکست دادن و شکستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء): انامت السنة الناس ؛ اذا هشمتهم . (منتهی الارب ). لاغر گردانیدن آنان را. (از اقرب الموارد).
انامه . [ اَ م َ ] (از ع، اِ) انام . مردمان . مردم . (از فرهنگ فارسی معین ) : نصر است باب میر که فخر انامه بود بخشیدنش همه زر، با سیم و جامه بود. منوچهری .
انامه . [ اِ م َ ] (از ع، مص ) بخوابانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به انامة شود.