انالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انالة. [ اِ ل َ ] (ع مص ) فراهم آمدن چیزی در معدن . (ناظم الاطباء): انال المعدن انالةً؛ فراهم آمد در آن [ معدن ] چیزی . (از منتهی الارب ). ◄ سوگند خوردن، گویند انال باﷲ . ◄ دادن، گویند انلته ایاه و له . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). داد و عطا کردن . ◄ دوا کردن . (آنندراج ).
اناله . [ اِ ل َ ] (از ع، مص ) عطا دادن . (مصادر زوزنی ). و رجوع به انالة شود.