انار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انار. [ ] (اِخ ) [ شهرکیست ] سردسیر با نعمت بسیار بر حد میان پارس و بیابان .(حدود العالم چ دانشگاه ص ١٣٦). فرهنگ جغرافیایی ایران امروزه جایی را بنام انار در فارس نشان نمیدهد.
انار. [ اَ] (اِخ ) [ شهرکیست ] بر راه رودان از پارس و [ جای ] بانعمت . (حدود العالم چ دانشگاه ص ١٢٩). در هفتادوپنج میلی یزد، نیمه راه یزد و شهربابک شهر انار است که در جهت جنوب خاوری شصت میل تا بهرام آباد فاصله دارد. اکنون انار و بهرام آباد هر دو از توابع ایالت کرمان اند ولی این ولایت در قرون وسطی از توابع فارس بوده است و آنرا ولایت روذان میگفتند. سه شهر مهم این ولایت ابان (که انار امروز است ) و اذکان و اناس (حوالی بهرام آباد) میباشند. (از سرزمینهای خلافت شرقی ص ٣٠٧) . انار امروزه یکی از دهستانهای پنج گانه ٔ شهرستان رفسنجان و حدود آن بقرار زیراست : از شمال بدهستان بافق یزد، از خاور بدهستان نوق و از جنوب بدهستان کشکوئیه و ارتفاعات شهربابک و از باختر بارتفاعات شهربابک . مرکز این دهستان نیز انار است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨). انار نام دهستان و انار نام ده مرکز دهستان هر دو ذیلاً می آید.
انار. [ ] (اِخ ) نام رستاقی در قم و نیزوادی قم را میگفته اند. در تاریخ قم (ص ٢٣) آمده است : انار در اصل اناربار بوده است بعد از آن اختصار کردند در او و گفتند انار، و انار اسم وادی قم بوده و بار اسم کنار وادی و رهگذر آن و این رستاق را اناربار نام کردند ازبرای آنکه بر کنار وادی واقع شده . و در ص ٢١ آمده : آب تیمره و انار بدین زمین که امروزه قبضه ٔ قم است جمع میشد. و در ص ٥٨ آمده : [ رستاق ] انارشصت دیه [ دارد ] . و در ص ١١٣ در ضمن تفصیل ضیعتها و دیهها انار [ دیه یا ضیعه ] از رستاق خوی بشمار آمده . صاحب فرهنگ جغرافیایی ایران، جایی بنام انار در شهرستان قم ذکر نکرده است . و رجوع به اناربار شود.