اناث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اناث .[ اُ ] (از ع، اِ) ماده از انسان، بزرگ باشد یا کوچک، دختر باشد یا زن . (ناظم الاطباء). زنان . مادگان : از تو نوشند از ذکور و از اناث بی دریغی در عطایا مستغاث . مولوی . ♦ اناثاً و ذکوراً؛ خواه زن و خواه مرد و خواه دختر و خواه پسر. (ناظم الاطباء). ♦ اناث و ذکور ؛ زنان و مردان . (آنندراج ) : برّ تو بر تن وضیع و شریف مهر تو در دل اناث و ذکور. مسعودسعد. و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
اناث . [ اِ ] (ع اِ) ج ِاُنْثی ̍. ماده ها. (از اقرب الموارد) (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). مقابل ذکور. مادگان . زنان . در فارسی غالباً اُناث تلفظ کنند. (از فرهنگ فارسی معین ).
اناث .[ اِ ] (ع اِ) ستاره های اُنْثی ̍. (ناظم الاطباء). ستاره های خرد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ آنچه جان ندارد مانند درخت و سنگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از قاموس از ذیل اقرب الموارد).