انابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انابة. [ اِ ب َ ] (ع مص ) قائم مقام گردانیدن کسی را. (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). قائم مقام کسی گردانیدن . (آنندراج ). گویند انبته عنه انابةً؛ یعنی قائم مقام او گردانیدم او را. (از منتهی الارب ). و رجوع به انابت شود.
انابه . [ اِ ب َ / ب ِ ] (از ع، اِ) توبه و پشیمانی و بازگشت بسوی خدای تعالی که پتت و پتفت نیز گویند. (از ناظم الاطباء). بازگردیدن با خدای عزوجل . (تاج المصادر بیهقی ). رجوع به انابت شود.