ان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ) (اِ.) (عا.) پلیدی، نجاست، گه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ) [ ع. ] (حر. شرط) اگر.
(اَ) (اِ.) (عا.) پلیدی، نجاست، گه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ان . [ اَن ن ] (ع مص ) نالیدن . (یادداشت مؤلف ). نالیدن کسی : أن ّ الرجل أناً و انیناً و اناناً و تأناناً (از باب ضرب ). (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ ریختن . (یادداشت مؤلف ): أن ّ الماء أنّاً؛ ریخت آن آب را. ◄ گاه بمعنی «کان » آید، کقولهم لاافعله ما ان فی السماء نجم ؛ یعنی نمی کنم این کار را تا در آسمان ستاره ای هست . و همچنین لاافعله ما ان فی الفرات قطرة. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
ان . [ اَ] (پیشوند) مرکب از اَ (علامت نفی ) + ن (حرف واسطه ) در کلماتی مانند: انوشه، انیران . (یادداشت مؤلف ).
ان . [ َِن ] (پسوند) نون ماقبل مکسور. مانند این (َین ) نسبت را میرساند، مانند: ریخن، رشکن، ریمن، چرکن . و در یادداشت مؤلف آمده است : «ان » در لفجن، ریخن، فژاگن، رشگن، شپشن، خشمن، ژفگن و امثال آن مخفف این و «ین » و بجای این «ین » بود در پشمین، نمکین، رنگین و غیره .