امین کاشانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امین کاشانی . [ اَ ن ِ نی ] (اِخ ) خواجه محمدامین کوسج . شاعر نکته سنج و سخن سرای و از بزرگان کاشان بود. لطفعلی بیک صاحب آتشکده دیوان او را دیده بود. از اوست : گفتم که دلم هست به پیش تو گرو دل بازده آغاز مکن قصه ٔ نو افشاند هزار دل ز هر حلقه ٔ زلف گفتا دل خود بجوی و بردار و برو. (از تذکره ٔ صبح گلشن چ هند ص ٤١) (از الذریعه قسم ١از جزء ٩ ص ١٠٥) (از آتشکده ٔ آذر چ بمبئی ص ٢٤١) (از فرهنگ سخنوران ).