امین خوانساری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امین خوانساری . [ اَ ن ِ خوا / خا ] (اِخ ) قاضی امین . قاضی خوانسار و شاعر بود. (قرن ١١ هجری ). از اوست : مرا دردی ز دل بیرون نکردی که صد درد دگر افزون نکردی بسویم یک نگاه از گوشه ٔ چشم نکردی تا دلم را خون نکردی . (از تذکره ٔ نصرآبادی ص ٢٠٠ و ٢٠١) (از الذریعه قسم ١ از جزء ٩ ص ١٠٤). و رجوع به صبح گلشن ص ٤١ و فرهنگ سخنوران شود.