امیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امیل . [ اَ ] (اِخ ) یوم الامیل ؛ جنگی که در آن بسطام بن قیس کشته شد، و آنرا یوم الحسن و یوم فلک الامیل نیز گویند. (از مجمع الامثال میدانی ).
امیل . [ اِ ] (اِخ ) ازاعلام فرنگی و نام کتاب نویسنده و فیلسوف مشهور فرانسوی، ژان ژاک روسو است . رجوع به روسو (ژان ژاک ) شود.
امیل . [ اَ ] (ع اِ) کوه ریگ که درازی آن بقدر یک روز راه و عرض آن یک گره باشد، یاپشته ٔ ریگ . ج، اُمُل . ◄ (اِخ ) نام جایی است . (از ناظم الاطباء).