فرهنگ لغت

امیر کرمانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امیر کرمانی . [ اَ رِ ک ِ ] (اِخ ) معاصر خواجو (قرن هشتم هجری ) و بقول دولتشاه شاعر خوش گو بوده و غزل را نیکو میگفته است . از اوست : بی روی دلارام دل آرام ندارد مسکین دل آنکس که دلارام ندارد هرچند چمن جای تماشاست ولیکن سروی چو تو مه روی و گل اندام ندارد از حاصل عمرش نبود هیچ حیاتی آنکس که می عشق تو در جام ندارد. (از تذکرةالشعراء دولتشاه سمرقندی چ سنگی ص ١٠٠).

معنی امیر کرمانی | فرهنگ لغت