فرهنگ لغت

امیر معزی | قطعات | شماره ۲۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از سروران باستان، وز مهتران عصر ما کردند نازش چار قوم از چار تن تا روز دین ایرانیان از رستم و عباسیان از معتصم سلجوقیان از سنجر و اسحاقیان از صدر دین

معنی امیر معزی | قطعات | شماره ۲۳ | فرهنگ لغت